بایگانی برای شهریور, ۱۳۸۷
۰۶ ۱۰م, ۱۳۸۷

نمی دانم شما که به کتابفروشی می روید چطور کتابی را برای خریدن انتخاب می کنید. به نویسنده نگاه می کنید؟ به موضوع؟ چند صفحه از کتاب را می خوانید؟ به معرفی کوتاه پشت جلد اعتماد می کنید؟ صفحه اول مقدمه را می خوانید؟ بسته به موضوع مورد نظرتان به همراه اعتماد کمی به شانس تان انتخاب می کنید؟ یا …
خود من همیشه ملغمه ای از همه ی اینها را به کار می برم تا بالاخره یک کتاب شانس این را پیدا کند که توسط من خریداری و شاید خوانده شود. اما “جهان هولوگرافیک” را جور دیگری انتخاب کردم. در اولین صفحه از متن کتاب در یادداشت مترجم” خواندم که این کتاب را اولین بار داریوش شایگان کشف کرده و گلی ترقی پس از خواندن آن بسیار در هیجان و وجد بوده تا اینکه داریوش مهرجویی عزم جزم می کند و ترجمه کتاب را شروع می کند. کتابی که این سه مهر تائید را داشته باشد دیگر برای خریدش جای تردید نمی ماند.
اما خود کتاب:
در فیلم “جنگ ستارگان” ماجرای سفرهای “لوک اسکای واکر” زمانی آغاز می شود که از رباتی به نام “آرتودیتو” اشعه ای نورانی فرامی تابد و تصویر سه بعدی مینیاتوری کوچک “پرنسس لیا” را روی زمین مجسم می سازد. “لوک” مسحور و شگفت زده مجسمه ی نورانی و شبح گونه ای را می بیند که التماس کنان کسی را به نام “اوبی وان کنونی” به کمک می طلبد. این تصویر یک تصویر “هولوگرام” است.یعنی تمثالی است سه بعدی که به وسیله اشعه لیزر ساخته شده و جادوی تکنولوژیک لازم جهت ساختن چنین تصویری واقعا حیرت آور است. ولی حیرت آور تر این که برخی دانشمندان ب راین باورند که خود جهان نوعی هولوگرام غول پیکر است، یعنی توهمی است باشکوه، با همه جزئیاتش، که کم و بیش واقعی تر یا ناواقعی تر از تصویر پرنسس لیا نیست.که “لوک” را به جستجو و طلب وا می دارد.
این پاراگراف اول متن کتاب است که روشن می کند “هولوگراف” چیست. کتاب ترکیب وسیعی است از گشت و گذار در زمینه های مختلف دانش بشری. از نظریه آشفتگی تا راههای درمان بیماری ها از طریق تلقین و یا چگونگی ظهور یک نفر در یک زمان در دو مکان مختلف. برای من خواندن این کتاب با لحظات لذت فراوان همراه بود. آنجا که ربط تئوری بوهم، چاکراهای بدن انسان، نظریه آشفتگی، راز زنده ماندن مرتاض های هندی، نقطه کور دید انسان، روان پریشی و فرافکنی های ذهنی با “جهان هولوگرافیک” مشخص می شود. اگر دانشجوی مهندسی یا فیزیک باشید می توانید شگفتی های بیشتری را از خلال سطرهای کتاب دریابید.
به هرحال این کتاب جزء صد کتاب برتر عمر من جای گرفته است. کتاب را بخرید و اگر شبی، نصفه شبی، یا یک بعد ازظهر گرم و کسل کننده تابستانی یا یک صبح سرد و یخ زده زمستانی هوس لمیدن و لذت بردن از خواندن را پیدا کردید، بروید سراغ “جهان هولوگرافیک”.
The Holografic Universe / Michael Talbot / Grarton Books, 1991
۰۶ ۱۰م, ۱۳۸۷
همیشه نوعی از بیزنس ها که سود سرشار ی را در مدتی کوتاه سبب می شوند، سیل سرمایه گزاران ریسک پذیر را به سوی خود کشانده اند. در دوران جنگ و پس از آن، کارخانه داری و تولید بود که در مملکت ایران شده بود بیزنس اول این مملکت. کارخانه دار هم معنای “ثروتمند” شده بود. تو اگر میلیارد میلیارد پول داشتی ولی کارخانه نداشتی، هیچ نداشتی. و خوب که دقیق شویم می بینیم کارخانه داران به واقع ثروتمند بودند چرا که اهم ثروت این ملکت از “تولید” تولید می شد. (در کل این نوشتار هیچ کاری به “نفت” نداریم که درامدش جیب دولت را پر می کرد و سبب افزایش ثروت شخصی نمی شد.)
پس آز آن دوران پادشاهی زمین داران و ملاکین شروع شد. این ملک بود که به معنای ثروت ترجمه می شد. سازندگان ثروت آفرین شده بودند و روز به روز بر دارائیشان اضافه می شد. حتی کارخانه داران و تولید کنندگانی هم که در اوج بودند و کار و بارشان رونق خوبی داشت، از بیم عقب نماندن از قافله ی متمولان، به توسعه املاک و اراضی و ساختمان های صنعتی و غیر صنعتی پرداختند. جمله “هرکس زمین خورد دستش را به زمین گرفت و بلند شد.” ساخت همین دوره است. به این معنی که هرکس ورشکست شد (از تولید کنندگان) با فعالیت در بازار املاک دوباره سر و سامانی پیدا کرد.
دوره سوم که چند سالی است شروع شده هنوز نتوانسته خود را به وضوح نشان دهد و از این رو نمی توان به لحاظ مستندات تاریخی الزاما آن را مشخص کرد. هیچ یک از این سه دوره نقطه آغاز و پایان مشخصی ندارند و در واقع در بیشتر سالها هم پوشانی این دوره هاست که جو غالب فعالیت گروه سرمایه داران را تعیین می کند. می توان گفت که دوره اول از سال ۶۰ تا ۷۵ بوده. دوره دوم از ۷۰ تا ۸۵ و دوره سوم از ۸۰ تا ۹۵ و حتی شاید بیشتر. چرا که تجربه مدرنیته سایر کشورها نشان داده که این دوره اخیر ثبات و ماندگاری بیشتری از خود نشان می دهد.
اما این دوره سوم چیست؟ کدام کسب و کار است که الان نانش در روغن است و جاذب سرمایه گزاران؟ تولید! این همه آه و فغان تولیدکنندگان را نمی شنوید؟ ساخت و ساز؟ این همه معمار که از کار دست کشیده اند و خانه نشین شده اند راندیده اید؟ نه! الان زمان تجارتی جدید است و تجارت جدید آرام آرام وارد می شود و چون به اندازه کافی گسترده شد، یک هو خودش را نمایان می کند. شاید هنوز زمان این نمایانی نرسیده و شاید هم چند بار نمایانی خود را فریاد زده و ما از بس گرفتار بازار سنتی و عادتی خود بوده ایم، نفهمیده ایم.
دلیل اطاله نوشتار برای رسیدن به شرح موضوع دوره سوم تنها این است که فرصت کافی داشته باشید تا حدس های خود را بزنید. خودتان را بسنجید که تا چه اندازه به این موضوع پراهمیت پرداخته اید. دوستی می گفت: “بعضی ها کار می کنند و بعضی ها پول در می آورند، ببین چطور می توانی از دسته اول به دسته دوم بروی.”
دوره سوم که بیش از نیم دهه است که گسترش حاکمیت خود را شروع کرده، دوره سرمایه گزاری در سازمان هایی است که شما چندان به جزئیات پول سازی و سودآوری آن وارد نمی شوید. خرید و فروش سهام. سازمان بورس. جایی که در دهه ی آینده پاتوق اصلی سرمایه گزاران ریسک پذیر این مملکت خواهد شد. الان جایگاه شما در بورس کجاست؟ سال ۱۳۹۵ چه جایگاهی در متمول ترین سازمان ایرانی، بورس اوراق بهادار، دارید؟
