بایگانی برای بهمن, ۱۳۸۷
۱۱ ۲۲م, ۱۳۸۷

۱- اساسن بحث من این نیست که بهترین حالت ممکن این است که دوگانه “خاتمی - احمدی نژاد” شکل بگیرد یا چندگانه “خاتمی - احمدی نژاد - کروبی - قالیباف - موسوی - دیگران” آنچه مهم این است این است که حضور خاتمی در عرصه انتخابات بهترین گزینه برای مردمان تنبل و خودمشغولی چون ماست که جرات فکر کردن به “گزینه های دیگر” و تلاش برای دعوت از “این کاره” ای دیگر را نداریم. بهترین گزینه برای ما این است که خاتمی بیاید. هم “سید” است و این خود درصدی رای برای او به همراه دارد. هم خشگل است و این مایه مباهات جوانتر ها و خشگل پسندهاست. هم خوب بلد است که چطور احساس برانگیزی کند و با “اشک ها و لبخندها” دل ها را به تسخیر دراورد و کوتاهی ها و “غیرحرفه ای عمل کردن ها” را بپوشاند.
حالت اصلاح طلبان چون حالت بازرگانی است که چند معامله اخیرش با ضرر همراه بوده و اکنون شروع هرمعامله ای برای او با “ترس ضرر دوباره” همراه است. این است که به سودهای اندک قانع می شود و اجناسی که خریداری کرده را تنها پس از ۲-۳درصد افزایش قیمت به فروش می رساند درحالی خود محتمل بودن افزایش قیمت ها تا ۱۰-۲۰ درصدرا زیاد می داند. اما ترس از ضرر بیشتر قدرت ریسک او را تاحد “مرگ آوری” پائین می اورد. آنچه الان لازم داریم چنتتا اصلاح طلب است که با جرات بگویند: “بابا! کی گفته خاتمی بهترین گزینه است؟!” خاتمی ۸ سال رئیس جمهور این مملکت بوده و این مدت کافیست برای اینکه آنچه که می توانسته انجام دهد. و از انصاف که نگذریم خاتمی واقعن آنچه که داشته به منصه “ظهور” گذاشته، اما الان دگر منصه ظهور درمان درد ما نیست. الان همه ی ما اینقدر از حرف هایی که خاتمی سال های قبل می زد شنیده ایم، اینقدر با این بحث ها آشنا هستیم که دیگر ملال شنیدن چندباره آنها را نداریم. الان باید دنبال کسی باشیم که در منصه عمل به میزان کافی قدرتمند باشد. کسی که بداند چطور می شود یک نیروگاه را “۳ساله” راه اندازی کرد. (نه ۲۳ ساله) کسی که بداند چطور می شود یک موسسه مالی را ایجاد کرد و آن را تبدیل به نهادی “سودساز ” کرد. کسی که ساده ترین اصول مدیریت چون “چگونگی بکارگیری افراد متخصص” و “چگونگی تفویض اختیارات” و “چگونگی تامین مالی پروژه ها” را بداند. کسی که بتواند زندگی “مادی” مردمی که خود را خادمش می خواند را تامین کند.
خاتمی فقط درحالتی باید به خود اجازه کاندیداتوری را بدهد که در این ۴سال فراغت از رئیس جمهوری توانسته باشد اصول ساده اقتصاد را درک کند و مشخصن بداند که می خواهد برای اقتصاد این مملکت و ایجاد حداقلی از سطح رفاه برای مردم چه کند. قطعن الان باید رای مردم به سمت “برنامه ها” برود تا این که به سمت “شخص” برود. اما خب تنبلی و خماری ما مردمان فاکتوری است که خاتمی خوب آن را شناخته و می داند که چطور از آن استفاده کند.
۲- “نفی خاتمی” “تائید احمدی نژاد” نیست. زمانی از “میرشکاک” پرسیده بودند شما که اینقدر خاتمی را به باد انتقاد گرفته بودید چه شده که الان دربارهاحمدی نژاد هیچ حرفی نمی زنید. گفته بود خاتمی یه چیزهایی داشت که ما نقدش کنیم. ما چه چیز این دولت را نقد کنیم. (نقل از مصاحبه شهروند با میرشکاک)
۳- خاتمی “فرصت” اش تمام شده. (او ۸ سال رئیس جمهور بوده) درباره احمدی نژاد که صحبت نمی کنیم. کروبی برای اداره این مملکت زیادی پیر شده. افرادی چون مظاهری و دیگران تدبیر و تجربه اداره یک شهر را ندارند چه برسد به یک مملکت. بهترین گزینه افراد کم حرف و عملگرا چون موسوی و قالیباف هستند که ما “مردم عادی” هیچ وقت قدرشان را ندانسته ایم و فقط “سیاسی ” و “حسی” دوستشان نداشته ایم.
۴- سناتور هنری کلی در ۱۸۳۲ خطاب به سنای امریکا گفت: “هیچ یک از قدرت های انسان که در امور بشری دخیل اند، بزرگ تر از رقابت نیست. رقابت حقیقتن به زندگی بهتر منجر می شود.” امیدواریم که در انتخابات آتی واقعن “رقابت” بتواند قدرت ماورایی اش را نشان دهد.
۱۱ ۱۷م, ۱۳۸۷

۱۱ ۱۱م, ۱۳۸۷
۶۵ پیپ منفی پشت سر هم و بعد از اون ۶۲ پیپ مثبت پشت سرهم. “دیسیپلین” خیلی مهمه. همین!
۱۱ ۱۰م, ۱۳۸۷
امروز اصلن وارد بازار نشدم. گاهی وقتها لازمه که یه روز اصلن طرف بازار نری.
۱۱ ۹م, ۱۳۸۷
فقط ۱۵ پیپ. همین. حرفی برای زدن ندارم.
