بایگانی برای شهریور, ۱۳۸۸
۰۶ ۲۶م, ۱۳۸۸
فارس: به گفته دانشمندان آلمانی افرادی که بیش از دیگران وام می گیرند و بدهکارند، بیشتر از چاقی رنج می برند.
روزنامه اینترنتی روسی لنتا گزارش داد: در سالهای گذشته شمار ساکنان کشورهای غربی که از عهده بازپرداخت وام ها برنمی آیند بسیار افزایش یافته است و حدود سه میلیون نفر معادل ۷/۶% خانوادههای آلمانی با چنین مشکلی روبرو هستند.
محققان دانشگاه مانتس با مقایسه داده های مربوط به ۹۴۹ نفر که درپی ورشکستی یا ناتوانی در بازپرداخت وام به مشاوران مراجعه کرده اند، با اطلاعات مربوط به کسانی که بدهی ندارند، متوجه شدند بدهکاران دو برابر بیش از دیگران اضافه وزن دارند و دو و نیم برابر دیگران از چاقی رنج می برند؛ علاوه بر این بدهکاران بیش از دیگران مستعد ابتلا به افسردگی و استعمال دخانیاتند.
به گفته اوا میونستر سرپرست محققان، بدهکاران بیش از دیگران می خورند تا بر اضطراب و افسردگی غلبه کنند و این در حالی است که کمتر از دیگران به غذای سالم دسترسی دارند.
۰۶ ۱۱م, ۱۳۸۸
پای تلویزیون نشته ای و سریال ماه رمضانی “انوش” زا می بینی که ناگهان صدای “دینگ دینگ” گوشی که می آید، تو مثل وزغ می پری روی آن تا ببینی کدام کارمند است که می گوید فردا دیرتر می آید سر کار، یا اجازه می خواهد که اصلن نیاید. شاید هم دوست بامرامی جکی جدید ترنسفر کرده باشد و شاید دیگری لنگ چند صد هزار برای پاس کردن چکش بوده که پیامک زده و استمداد کمک کره.
اما هیچ کدام از اینها نیست. این پیامک را در هیچ کدام از دسته های پیامک طبقه بندی شده گوشی ام نمی توانم بگنجانم. کم کم تعداد این نوع پیامک آن قدر زیاد شده که لازم باشد فولدر جدیدی باز کنم. امشب باز کردم. اسمش را گذاشتم “باران”. اسم مسمایی با محتوای پیامک ها ندارد. “باران” را از شعر محمدرضا شفیعی کدکنی گرفتم که خودش همین پنج شنبه گذشته برای همیشه ایران را ترک کرد:
سفرت بخیر اما
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را!
پیامک امشب از حسین طاهری بود: «سلام، امشب عازم ترکیه ام و در صورتی که مشکلی نباشد، یکشنبه یو اس آ. دوست داشتم حضوری خدمت برسم که نشد. به امید دیدار.» چند هفته قبل هم آرش کلانتری پیامک داده بود: «سلام، یک شنبه شب جشن عروسی و خداحافظی. آدرس را ایمیل زده ام. چهارشنبه عازم یو اس هستم» و چند ماهی قبل تر مرتضی حسن زاده و قبل تر از آن محمد گیوه چی و حتی روح اله قندی. الان سجاد طولابی اتریش است و روح اله قندی استرالیا. علیرضا رهنما هم استرالیاست. مرتضی حسن زاده و علیرضا بهروز سوئد. حامد باستانی آلمان. آرش کلانتری امریکا. خیلی های دیگر هم در پی جفت و جور کردن ویزا و دیگر ملزومات هستند. حبیب سلیمانی تا چند هفته دیگر عازم فرانسه است. جواد فلسفی که الان همسرش در انگلیس مشغول تحصیل است حتمن تا چند ماهی دیگر عازم است. امین پورمحمدی یک سالی است که رفته امریکا. برادرش حمید اواخر همین ماه عازم ایتالیاست و برادر دیگرش امید منتظر ویزای هند است.
اول ها حسرت می خوردی، بعد ها عصبانی شدی، بعد شروع کردی به همه ی آنها که می روند فحش دهی. کم کم بی تفاوت شدی. و حالا هر پیامک اعلام هجرتی که می آید خوشحال می شوی. دلیل حسرت و عصبانیت و فحاشی و بی تفاوتی را نمی دانی. ولی این روزها خوب دلیل این خوشحالی را می فهمی …
۰۶ ۶م, ۱۳۸۸
امروز این حکایت را شنیدم:
“تاجری” “آخوند”ی را دید. گفت: «سلام زاهد!» آخوند فی البداهه گفت: «زاهد، شما تاجران هستید، نه ما علمای دین. چرا که ما از دنیای خود گذشته ایم و شما از آخرت خود»
